بار دیگر خاک مقدس سفر!
دو هفتهی پیش در روزهاي تعطيلي که عيد غدير پيش آورده بود فرصتي شد که به يک سفر زمستاني برويم، با خانواده. از مدتي پيش برنامهريزي کرده بودم که به سفري کويري برويم و مقصدمان منطقهي خور و بيابانک بود. قصد داشتم اهلبيت را به بياضه و درياچهي نمک ِ واقع در کيلومتر ِ 35 جادهي خور به طبس ببرم و بار ديگر به همراه آنها به روستاي مصر و فرحزاد که 45 کيلومتر با شهر خور فاصله دارد، برويم.
براي مني که شايد سومينبار بود که اين منطقه را ميديدم شايد چيز تازهاي وجود نداشت، اما براي بچهها بهويژه دختر بزرگم که در سفر دوسال پيش ما همراه ما نبود اين سفر پر از تازگيها بود. تعدادي از عکسها که خواهيد ديد کار اوست. البته بقيهي اعضاي خانواده روستاي بياضه و درياچهي نمک ِ خشکيده، را نديده بودند. اما براي همهي ما نخلهاي خشکيدهي منطقه که بر اثر سرما ــو نه خشکسالي ِ پارسالــ پديدآمده بود؛ يک اثر خيلي بد بر روح و روان ما گذاشت، زيرا حاصل گاه چند قرن زحمت مردم شکيبا و مهربان اين منطقه در يک زمستان سرد برباد رفت. حالا ديگر از آن سرسبزي چيز چندان نمانده است. سرماي اين دو روز که در آن ديار ِ زيبا ــ در زمستان ــ و خشک و خشن و خطرخيز ــ در فصلهاي گرم ــ بوديم، بسيار بود و کمي هم بچهها را اذيت کرد. بااينهمه جالببودن اين سفر زحمت ِ سرما را براي ما تحملپذير کرد. هرچند که اهلبيت ما يک مقدار با سختيهاي سفر کنار آمده و خوگرفتهاند.
ميخواستم چندتا از عکسها را من و فرزندم گرفتهبوديم را برايتان بگذارم، اما بلاگفا راه نداد باشد تا بعد.
