تبليغاتX
عشق فیلم و . . . - ديدار عليزاده و درويشي ...

عشق فیلم و . . .

در باره سینمای مستند . ادبیات و تاریخ

ديدار عليزاده و درويشي ...

 

ديدار عليزاده و درويشي در زمستان موسيقي    نقل از اعتماد ملي  يکشنبه 17 آذر 1387

 

پرويز براتي: «مدتي بود همديگر را نديده بوديم. الا‌ن نشسته‌ايم عكس يادگاري مي‌گيريم. گروه خوني ما يكي است! فكر مي‌كنم در كنار هم احساس تنهايي نمي‌كنيم.» حسين عليزاده در حالي كه اين جملا‌ت را بر زبان مي‌آورد، نگاه معني‌دار هميشگي‌اش را به سوي محمدرضا درويشي مي‌كشاند. لبخند بر لبان درويشي نقش مي‌بندد. خبرنگاران و عكاسان حاضر در سالن هم مي‌خندند. گويي اين دو تازه همديگر را كشف كرده‌اند. آنها قرار است با همراهي 100 نوازنده از اركستر زهي ناسيونال اوكراين روي صحنه بروند؛ تهران، تالا‌ر بزرگ کشور، 6 و 7 دي‌ماه.

    قصه‌ي يک اجرا

   كمتر از يك ماه ديگر به كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي باقي مانده است. حياط خانه هنرمندان پاييزي است، پاييزي‌تر از هميشه، كمي مي‌گذرد و خبرنگاران در سالن طبقه اول منتظر مي‌نشينند. عليزاده و درويشي دوش به دوش هم مي‌آيند. از روي برگ‌هاي خزان‌زده رد مي‌شوند و به سالن مي‌رسند، اين تازه شروع يك قصه است؛ قصه‌اي كه به گفته‌ي بهرنگ تنكابني (از برگزاركنندگان كنسرت)، بهمن پارسال شروع شد: «اواخر بهمن سال گذشته در منزل آقاي درويشي طرح ابتدايي كنسرت ريخته شد. هيچ‌كدام از ما فكر نمي‌كرديم عملي شود، ولي يك برنامه‌ريزي طولا‌ني‌مدت باعث نهايي شدن اين طرح شد.» به گفته تنكابني، قرار است بخش زهي اركستر سمفونيك ناسيونال اوكراين متشكل از يكصد نوازنده براي اين اجرا به تهران بيايد. در اين برنامه سوئيت كليدر ساخته درويشي در هشت موومان اجرا مي‌شود و در كنار آن قطعات عليزاده شامل عصيان، ني‌نوا و تركمن به اجرا درخواهند آمد. برپاكنندگان كنسرت، مجله فرهنگ و آهنگ و انجمن

موسيقي ايران هستند.

درويشي: کليدر تلخ‌ترين اثرم است. قسمت اول كنسرت مشترك درويشي و عليزاده، اجراي قطعه كليدر در هشت موومان است. درويشي اين قطعه را سه سال پيش ساخته و آن زمان 4، 5 ماه روي اين كار وقت صرف كرده است. اين قطعه را اركستر سمفونيك ناسيونال اوكراين ضبط كرده و قرار است كمي بعد از كنسرت منتشر شود. درويشي در پاسخ به سوال اعتمادملي درباره چگونگي سفارش و ساخت اين قطعه گفت: «قطعه به سفارش موسسه فرهنگ معاصر ساخته شد. مدت‌زمان آن 52 دقيقه است. قرار بود پيش از اين با صداي محمود دولت‌آبادي منتشر شود اما هم‌اكنون انتشارش بدون صداي دولت‌آبادي خواهد بود. اين موسيقي براي خودم موسيقي خاصي است. گويا با جانم آن را نوشته‌ام. از نگاه خودم، تلخ‌ترين كاري است كه طي زندگي‌ام نوشته‌ام...» خبرنگاري پرسيد چرا آن را با اركستري خارجي ضبط كرده‌ايد. پاسخ درويشي گويا بود: «در ايران اركستر به مفهوم اركستر جهاني وجود ندارد. ما هيچ‌گاه 40 نوازنده زهي نداشته‌ايم. در ايران استوديوي مناسب وجود ندارد. ما نمي‌توانيم كاري را به صرف اينكه مي‌خواهيم در كشور خودمان ضبط كنيم، شهيد كنيم.» عليزاده هم توضيح داد: «فقط از اين زاويه نگاه نكنيم كه اركستري ايراني هست يا نه، هرچند آرزوي ما اين است. نكته مهم‌تر، برقراري يك ارتباط فرهنگي دوسويه است.» درويشي در مورد رويكرد خود در ساخت موسيقي كليدر هم توضيح داد: «قصه‌ي كليدر يك پوسته دارد و يك هسته. من با پوسته‌ي رمان كاري نداشتم، بنابراين سراغ منطقه‌اي كه فاجعه در آن رخ‌داده نرفتم، رفتم سراغ معناي قصه.» ابوالحسن مختاباد از حاضران نشست هم سوالي از درويشي كرد. او پرسيد: «آيا اين امكان وجود نداشت كه ما در موسيقي كليدر شاهد تاثير شخصيت‌هاي رمان روي كليت موسيقي باشيم.» درويشي جواب داد: «اين اتفاق هم مي‌توانست بيفتد، من مي‌توانستم تنها از سه‌تار استفاده كنم. ولي ترجيح دادم به اين شيوه كار كنم. خيلي‌ها فكر مي‌كنند چون قصه‌ي كليدر در منطقه كليدر پشت سبزوار رخ مي‌دهد، پس موسيقي مربوط به آن هم بايد در حوزه موسيقي شمال خراسان و دوتار قرار بگيرد، در حالي كه من قائل به اين

الزام نبودم.»

      عصيان عليزاده

حسين عليزاده در كنسرت دي‌ماه سه قطعه براي اجرا آماده كرده كه به نظر مي‌رسد قطعه‌ي عصيان اهميت خاصي در ميان آنها دارد. او اين سه قطعه را 22 سال قبل ساخته است، به تناوب. عصيان را يك سال بعد از ني‌نوا ساخت؛ اول براي اركستر زهي گيتار. اين قطعه براي عليزاده حس جالبي دارد. خودش در اين باره مي‌گويد: «سال 1362 كه از ايران رفتم، 32 سال داشتم. از كودكي روي موسيقي دستگاهي كار كرده بودم. واقعيتش اين است وقتي از ايران رفتم از سيستم موسيقي ايراني خسته شده بودم، خسته از اينكه مدام مي‌گفتند اين كار را بكن اين كار را نكن. ترس از دست رفتن رديف وجود داشت. ديدم اينها مسخره است. ديدم در فرهنگ‌هاي ديگر اينقدر ترس از «دست دادن» وجود ندارد، به هويت خود هم بي‌توجه نيستند. نه‌تنها به هويت خود تكيه دارند، بلكه در را هم باز مي‌گذارند، ولي نه همچون ما، در پشتي را. خلا‌صه در برلين دوستان خوبي پيدا كردم و بنا شد قطعاتي بنويسم. عصيان نامي است كه براي روحيه‌ي آن زمان خودم انتخاب كردم...» اين آهنگساز و نوازنده درباره قطعه ني‌نوا كه تقريبا شهرتي جهاني دارد، اضافه كرد: «ني‌نوا زياد پخش شده. قطعه‌اي است كه گاهي خودم فكر نمي‌كنم آن را ساخته‌ام. روايتي است صادقانه و با احساس از دوران خود.» قطعه‌ي آخر عليزاده، تركمن هم، تجربه‌اي خاص در نوازندگي سه‌تار است. اين قطعه الهام‌گرفته از آوازهاي تركمن است.



 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:37  توسط محمد سعید محصصی  |