تبليغاتX
عشق فیلم و . . .

عشق فیلم و . . .

در باره سینمای مستند . ادبیات و تاریخ

درباره ی تاریخ اسطوره و فیلم مستند

   تاریخ؟!

 

       تا کی باید ما گرفتار این حافظه‌ی کج و کوله‌ی تاریخی خود باشیم؟ نمی‌دانم. تنها این را می‌دانم که آن‌چه که در ذهن خیلی از ماها هست اسمش هر چه باشد، تاریخ نیست. اسطوره‌پردازی، شاید در مواردی به کمک ایجاد یک باور و یا یک انگیزه‌ی حیاتی بیاید، اما چیزی که هست باورهای اسطوره‌یی نمی‌تواند جای تاریخ و آگاهی تاریخی را بگیرد...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 11:48  توسط محمد سعید محصصی  | 

درباره ی کاریکاتور و نقد آن

پست مطلبی که در نوبت قبلی نتوانسته بودم آن را در وبلاگ بگنجانم. و اینک مطلب آقای توکا نیستانی:

من به اسب تو شلیک کردم؟!/ مطلب توکا نیستانی درمورد یادداشت مسعود ضیایی
1386-09-07
توکا نیستانی

از وبلاگ توکا
می خواهید راهی نشان دهم تا هزاران کارتونیستی را که در این سال ها با مسابقه دادن پرورش داده ایم امتحان کنید و معلوم شود چه اندازه از اندیشه های شریعتی، آل احمد و مرحوم گاندی تأثیر گرفته اند؟ بسیار ساده است، همین فردا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 12:57  توسط محمد سعید محصصی  | 

درباره ی کاریکاتور و نقد آن

درباره ی به اصطلاح نقد توکا نیستانی بر کارتونیست هایی که تنها برای جشنواره های کاریکاتور کار می فرستند دو نوشته آورده بودم. مسعود ضیایی که هدف این نوشته ی نیستانی بود جواب پر و پیمانی به آن داد. نیستانی هم جواب کوتاه و متاسفانه خالی ای ! به آن داد. امیدوار بودم که توکا نیستانی به عنوان یک پیش کسوت این هنر جوابی کارشناسانه به آن بدهد که نشد که بشود! نمی دانم چرا نقد را بسیاری با عقده گشایی اشتباهی می گیرند. من که اهل سینمایم نقد فیلمی را که فقط به محتوا بپردازد اصلاْ نمی خوانم. این بهانه ها را هم قبول ندارم که این هم نوعی نقد است. نقد آداب و اصولی دارد مثل هر کار پدر و مادر داری!

   حالا به این مطالب از ضیایی و نیستانی به نقل از سایت هادی تونز توجه ..... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 10:49  توسط محمد سعید محصصی  | 

درباره ی کاریکاتور و نقد آن

درباره ی به اصطلاح نقد توکا نیستانی بر کارتونیست هایی که تنها برای جشنواره های کاریکاتور کار می فرستند دو نوشته آورده بودم. مسعود ضیایی که هدف این نوشته ی نیستانی بود جواب پر و پیمانی به آن داد. نیستانی هم جواب کوتاه و متاسفانه خالی ای ! به آن داد. امیدوار بودم که توکا نیستانی به عنوان یک پیش کسوت این هنر جوابی کارشناسانه به آن بدهد که نشد که بشود! نمی دانم چرا نقد را بسیاری با عقده گشایی اشتباهی می گیرند. من که اهل سینمایم نقد فیلمی را که فقط به محتوا بپردازد اصلاْ نمی خوانم. این بهانه ها را هم قبول ندارم که این هم نوعی نقد است. نقد آداب و اصولی دارد مثل هر کار پدر و مادر داری!

   حالا به این مطالب از ضیایی و نیستانی به نقل از سایت هادی تونز توجه ..... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 10:44  توسط محمد سعید محصصی  | 

درباره ی سرگذشت تلخ یک مجسمه

 

  نمی دانم بهمن محصص را چه قدر می شناسید؟ او یکی از برجسته ترین مجسمه سازان و نقاشان کشور ماست که سالیان زیادی است که در ایتالیا زندگی می کند. او را در خارج کشور بیشتر از این جا می شناسند. از کارهای او تا آن جا که می دانم تنها دو مجسمه یکی مجسمه ی دو کشتی گیر در کیش و دیگری مجسمه ی مادر و فرزند در کاخ موزه ی سعد آباد در معرض دید عموم قرار دارد. در بیان یکی از ویژگی های مهم هنر او این را باید گفت که مجسمه های او بر خلاف تمام مجسمه هایی که تا زمان ساخت این مجسمه ها از حیث تعادل مثلثی بود که به جای قاعده بر راس خود استوار بود و این هنر او بود که با مجسمه سازی اش یکی از قوانین مجسمه سازی معاصر را در هم ریخت. و این ها جدای از  ویژگی های اندیشگی کار او بود که همواره در هنر خود رهایی اندیشه از بت های ذهنی و معارضه ی آشکار با عنصر قدرت های ضد انسان را به تصویر می کشید.

   با این ویژگی هایی که در کار او به روشنی قابل مشاهده است سرنوشت تلخ یکی از مجسمه های او که پیش از انقلاب در برابر تئاتر شهر خودنمایی می کرد و سال ها بوده که در زیرزمین این تالار خاک می خورده .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 15:34  توسط محمد سعید محصصی  | 

یک شعر

 

ترجمه ای  از یک شعر کوتاه  گیلکی که شاعر معاصر محمد قلی صدر اشکوری سروده است:

 

   به شکار قرقاول که می روی

   نر و ماده هر دو را بزن

  بگذار هیچ یک از آن ها تنها نماند

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 15:17  توسط محمد سعید محصصی  |