امروز آمدم وبلاگم را باز کنم دیدم که تنها یک مطلب قدیمی را نشان می دهد. نمی دانم هک شده است یا نه. دوستان وبلاگی کمی صبر کنند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 13:1  توسط محمد سعید محصصی
|
دوستی به نام مرتضا در پاسخ مطلبی درباره ی سریال چهل سرباز نقد تندی بر روی آن نوشته و از جمله نتیجه گرفته که کودکان ما با دیدن این سریال از شاهنامه متنفر می شوند و می روند سراغ همان کارتون هایی که به دیدن آن ها عادت دارند و خیلی چیزهای دیگر که از دلخوری شان از تلویزیون ناشی می شود را در آن آورده اند. نمی گویم به کلی اشتباه می کنند و اصولاْ هر کس می تواند درباره ی هر چیز نظر داشته باشد. از نظر لطف او هم خیلی ممنونم. اما یک نکته را نادیده نگیرید و آن این که همین نفس قضیه که تلویزیون سرمایه گذاشته و این کار را تولید کرده جای خوش حالی دارد. اما این که سریال ایرادهای زیادی دارد در این هم شکی نیست. خود من مطلب بالابلندی در این باره در ماهنامه ی فیلم نوشته ام که احتمالاْ در شماره ی آینده چاپ خواهد شد.دوستان نقدهای گاه اساسی من را نسبت به این سریال در آن خواهند خواند. اما یک نکته دوست عزیز: در این دنیا نباید تصور کرد که چیزهایی مانند شاهنامه تقدس دارد بی خود به چیزی تقدس ندهیم. این که تصور کنیم که مثلاْ آقای نوری زاد حق ندارد که درباره ی شاهنامه فیلم بسازد تصور درستی نیست. خود من هم در نوشته ای که در ماهنامه چاپ خواهد شد نوشتم که این سریال را باید کس دیگری مثل همان میرباقری می ساخت. اما این نه با آن معناست که حال کسی مثل این آقا آمده و چهل سرباز را ساخته او را لعن کنیم. شاهنامه ملک طلق هیچ کس از ما نیست. این کارگردان هم ایرانی است و صاحب شاهنامه . دستش درد نکند که این تابوی بی جهت فیلم نساختن از شاهنامه را شکست. مطمئن باشید که کارهای بعدی بهتر از این خواهد بود.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 17:12  توسط محمد سعید محصصی
|
مستندهای تلویزیون را ببینید!
نمیدانم که چه قدر با برنامههای مستند چهار و یا اصلاً برنامههای مستندی که تلویزیون خودمان نشان میدهد جور هستید، اما اگر هم که نیستید سعیتان را بکنید! به ویژه مستند چهار چندین ماهی است که برنامههای مستند خوب و دیدنیای پخش میکند. نمونهی این برنامهها سری فیلمهای مستند مردمشناسیای بود که در چهار هفتهی گذشته پخش کرد. شکار شیر با تیر و کمان اثر ژان روش، علف اثر مریان سی. کوپر، گوسفندها باید زنده بمانند، ساختهی آنتونی هاوارث و تاراز اثر فرهاد ورهرام فیلمهای مستند بلندی بودند که در طول چهار هفتهی گذشته پخش شد. دربارهی این چهار فیلم دو مطلب در دو شمارهی آیندهی ماهنامهی فیلم از من چاپ خواهد شد. جالب است که دوستان جوان بدانند که سه فیلم آخر هر سه دربارهی کوچ بختیاریها از قشلاق در خوزستان به ییلاق در سرزمین بختیاری است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 16:56  توسط محمد سعید محصصی
|
یکی از دوستان که مطلب قبلی مرا درباره ی نامجو خوانده بود در به در به دنبال سی دی یا نوار نامجو در نوار فروشی ها گشته بود و معلوم است که موفق نشده بود. این پدیده ی جدید موسیقی تا حال موفق نشده که یکی از کارهایش را منتشر کند. هر چند شنیده ام که آلبوم ترنج اش مجوز گرفته اما تا به بازار آمدنش باید منتظر بود. هر چه هست از این و آن به عده ای از جمله من رسیده است. بگردید پیدا می کنید البته! اما چنان که فهمیده ام خیلی ها این کارها را شنیده اند. این هم از نتایج دنیای دیجیتال است که دیگر هیچ چیز را نمی شود در کشوها و یا . . . مخفی نگه داشت. بگذریم!
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:15  توسط محمد سعید محصصی
|
رند قرن بیست و یکم
گفتهبودم که دربارهی محسن نامجو باز هم خواهم نوشت. این بزرگوار شاید پاسخی باشد به نیازی که دهههاست موسیقی ما و اصلاً ملت ما داشته و برآورده نمیشده است. پدیدهی زندهیاد فرهاد مهراد شاید شبیهترین باشد به نامجو. اما فرهاد به مانند نامجو فرزند دوران خودش بود و به مانند همهی چیزهای آن دوران محدودیتهای خاص خودش را داشت.
نامجو یک موزیسین تنها نیست که یک ادیب و شاعر هم هست. مصاحبهاش با بی بی سی با خانم رها نشان میدهد که تا چه حد زبان شعر را خوب میشناسد و میتواند تحلیلش کند. همچنانکه موسیقی را به خوبی میتواند تحلیل کند. داخل پرانتز بگویم که همهی هنرمندان اینگونه نیستند که بتوانند یک اثر را نقد کنند. چه نقد کردن یک کار تخصصی است و دلیلی هم ندارد که از یک هنرمند انتظار داشته باشیم که نقد هم بکند. این ویژهگی نامجو حکایت از استعدادهای زیاد او در این عرصهها می کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 9:44  توسط محمد سعید محصصی
|
سایت پیک مستند مطلبی تحت عنوان پژوهش سینمایی نوشته یمحمد تهامی نژاد را منتشر کرده است که از نظرهای بسیاری جالب است. از جمله این که این مطلب برای نخستین بار است که توسط نویسنده ای کار شده است. تاآن جا که به یاد دارم زمانی حدود ۲۰ سال پیش سهراب فرسیو هم مطلبی به این منظور نوشته بود که انعکاس چندانی نیافت. و اما مطلب درباره ی موضوع پژوهش در سینمای مستند است. تهامی نژاد در این مقاله ضمن ارایه ی یک رویکرد فلسفی- جامعهشناسانه با اشراف زیاد به مسئله و با به دست دادن نمونههای زیاد از انواع پژوهشهای انجام شده برای فیلمهای مستند اغلب ایرانی یک بحث مفصل کارشناسانه را به خوبی به پیش برده است. از جمله نکات خیلی مفید برای مستندسازان این است که او موردهای مثالی مشخصی مانند کار مستند دربارهی زلزلهای که در یک شهر اتفاق افتاده و مستندساز بی هر پژوهشی به سراغ فیلم ساختن دربارهی آن میرود لزوم رعایت مراحل پژوهشی را حتی در چنین حالت مفروضی ( که زیاد پیش میآید ) به فیلمسازان یادآور میشود. خواندن این مقالهی باارزش را به همهی علاقهمندان این نوع سینما توصیه میکنم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 15:57  توسط محمد سعید محصصی
|
دو نظر کوتاه درباره ی سریال چهل سرباز و کارهای محسن نامجو
توجه:
این دو کار هر یک در دو سطح جدا گانه هستند و غیر قابل مقایسه با هم. اما چون خواستم تنها دو سه خطی بنویسم درباره ی هر دو در این جا می نویسم.
چهل سرباز را باید با دقت بیشتری دید و ایرادات کار دارد یکی یکی خودش را نشان می دهد. فکر می کنم که در دو شماره ی بعدی ماهنامه ی فیلم نقد تقریباْ بلندی درباره اش بنویسم. از سبیل ناچسب اسفندیار گرفته تا لباس های بدون فکر انتخاب شده و تا خیلی چیزهای دیگر اساسی و خطاهای ناگذشتنی . . .. اما باز می گویم: این سریال با همه ی ضعف ها چیز لازمی است. مقدمه ی کارهای خوب بعدی می تواند باشد.
آلبوم های محسن نامجو را شنیدم. قرار است یکی از دوستان یکی دو کار دیگرش را هم برایم تهیه کند. اما در همین حد باید بگویم که واقعاْ اتفاقی در موسیقی ایرانی افتاده. یک اتفاق خجسته البته. موسیقی ای وحشی و سرزنده و در عین حال پست مدرن. با آن شعرهای گاه ویران کننده و پر از شوری خیلی امروزی. صدایش هم که نگو و نپرس. ترکیبی شنیدنی از موسیقی کلاسیک ایران همراه با موسیقی مقامی و البته موسیقی راک و گاه هارد راک. اعتراضی عمیق و پست مدرن در این کارهاست. یاد فرهادی مرحوم را به راستی زنده کرد. البته با آن آگاهی وسیع و روح تجربی که در موسیقی نانجو هست یک سر و گردن از فرهاد و کورش یغمایی بالاتر است. او در این نوع موسیقی کلاسیک خواهد شد مثل پینک فلوید در موسیقی راک. در آینده بسیار از او خواهیم شنید.
تا بعد.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 16:16  توسط محمد سعید محصصی
|